در

اعتراضات ایران؛ خشونت عریان بی پایان (www.bbc.com)

امیر سلطانزاده، روزنامه نگار در یادداشتی بای صفحه ناظران با اشاره به اعتراضات ۹۶ و ۹۸ به بحث خشونت در جامعه ایرانی و اعمال آن از سوی جمهوری اسلامی بر مردم پرداخته است.

حق نشر عکس
ugc

Image caption

در سال ۹۶ و نهایتا در سال ۹۸ سطح خشونت حکومت به شدت افزایش یافت. این بار جامعه به شکلی تدافعی و در حالی که از گفتمان خشونت پرهیز گذشته ناامید شده بود، به ناچار خود نیز دست به خشونت زد

پس از وقایع آبان ۹۸، بسیاری از کنشگران سیاسی و اجتماعی نسبت به استفاده لجام گسیخته خشونت علیه معترضان، هشدار دادند. آنها با هدف جلوگیری از گسترش یا تداوم این وضع در میان حاکمان و مردم، حکومت را از این کار بر حذر داشتند. در مقابل حامیان حکومت استفاده از خشونت را ابزار لازم، برای حفظ امنیت عنوان می کردند.

دولت بخشی از نظام خشونت ورزی است. دولت مدرن آنگونه که توسط روسو تبیین شده، قرار بود قدرت تقویض شده از اکثریت را صرف حفظ جان و مال ملت کند. اما چهارچوب های ناشی از دموکراسی، هنوز نتوانسته سو استفاده از این قدرت را کنترل کند. نیروی بازدارنده یا پلیس که به هدف تامین امنیت شکل گرفت، ابزار تحمیل خشونت در دست دولت است. اما حکومت ها همیشه از آن در راستای دفع خشونت بیشار استفاده نمی کنند. حاکمان در همه جای دنیا با اعمال خشونت ناشی از قانون، کنترل افراد را برای تامین صاحبان قدرت در دست می گیرد. مردمی که برای دفاع باید دست به دامان همان قانونی شوند که پیشتر خود به دولت تفویض کرده بودند. مناسبات ساختاری در دنیای مدرن اساسا امکان بروز خشونت حاکمان بر مردم را بیش از پیش فراهم کرده است.

با توجه به اینکه ایران همچنان در دوران گذار به سر می برد، شرایط دراین کشور مانند قرن بیستم در اروپا است. انقلاب سال ۵۷ در بدو موفقیت با اعمال خشونتی گسترده خود را معرفی کرد. اگرچه این خشونت نیز انتقامی از خشونت اعمالی در دوران پهلوی بود. خاطرات زندانیان ساواک نشان می دهد که حکومت قبلی نیز از خشونتی شدید به منظور کنترل مخالفان سیاسی خود استفاده می کرد. اما خشونت انقلابیون سال ۵۷ از جنس دیگری بود. آنها به شکل عریان و بدون تعارف با بهره گیری از مفاهیم مذهبی، نه تنها نسبت به اعمال خشونت عذاب وجدان نداشتند، بلکه آن را امری اخلاقی تلقی می کردند.

روند اعمال خشونت توسط حکومت تا سال ۶۷ به اوج رسید. کشتار سال ۶۷ نمونه ای از خشونت شدید توسط حکومت است. خشونتی که امکان کنترل آن وجود ندارد. پس از آنکه حکومت احساس کرد که دوران تثبیت به پایان رسیده، از میزان خشونت عریان کاسته شد اما همچنان روند خشونت ساختاری رو به فزونی داشت. در حالی که در دوران پهلوی خشونت عرفی به مراتب بیش از دوران جمهوری اسلامی بود، در این حکومت خشونت سازمان یافته دولتی در سراسر زندگی افراد نهادینه شد. زنان، اقلیت ها، کودکان، دگراندیشان و… از هیچ نوع خشونت کلامی، روانی و حتی فیزیکی در امان نبودند. جامعه که کم کم به خشونت ورزی حکومت عادت کرده بود، مکانیسم های خاص خودش را برای پرهیز از درگیری با قدرت خشونت ورز حاکم ایجاد کرد. زندگی دوگانه یا به عبارتی ریاکارانه، نوعی مکانیسم دفاعی اجتماعی در برابر حکومت است.

تلاش برای تغییرات خشونت پرهیز و سیاسی از سال ۷۶ کلید خورد. اما حکومت این را نیز برنتافت و در سال ۷۸ مجددا برای کنترل منتقدان و حفظ سیطره خود دست به خشونت زد. اگرچه باید در نظر گرفت میزان خشونت اعمالی بین سالهای ۶۷ تا ۷۸ کاهش چشمگیری داشته است. جامعه مدنی ایران در دیالکتیک با جامعه بین الملل سعی در کاهش خشونت داشت. بین سالهای ۷۸ تا ۸۸ دورانی تقریبا خطی را سپری می کنیم. دورانی که سطح خشونت دولتی نسبت به سال ۷۸ نه کاهش داشت و نه افزایش چشمگیری پیدا کرد. در سال ۸۸ طبقه متوسط شهری که خود را پرچمدار تغییرات فرهنگی نیز می دانست، با گفتمانی خشونت پرهیز دست به اعتراض زد.

حق نشر عکس
Getty Images

Image caption

اگر در دهه ۶۰ حکومت از شکنجه و گلوله در برابر مخالفان مسلح خود استفاده می کرد، این بار با همان ابزار در برابر مردمی بی سلاح که با شعار تظاهرات سکوت به خیابان آمده بودند، استفاده کرد

اما در حالی که جامعه نسبت به دهه ۶۰ از خشونت گفتمانی کمتری استفاده می کرد، حکومت حتی ذره ای تغییر نکرده بود. اگر در دهه ۶۰ حکومت از شکنجه و گلوله در برابر مخالفان مسلح خود استفاده می کرد، این بار با همان ابزار در برابر مردمی بی سلاح که با شعار تظاهرات سکوت به خیابان آمده بودند، استفاده کرد. روند ناامیدی، و تداوم خشونت ساختاری ادامه یافت. کمپین یک میلیون امضا و نه به حجاب اجباری، مجددا کنشهایی بود که جامعه مدنی در برابر خشونت فرهنگی حاکم در برابر زنان از آن استفاده کرد.

هر دوی این مبارزات مدنی خشونت پرهیز، با خشونت دولتی مواجه شدند. در سال ۹۶ و نهایتا در سال ۹۸ سطح خشونت حکومت به شدت افزایش یافت. این بار جامعه به شکلی تدافعی و در حالی که از گفتمان خشونت پرهیز گذشته ناامید شده بود، به ناچار خود نیز دست به خشونت زد. اگر در سال ۸۸ به سربازان مقابل خود گل می دادند، این بار به سمت آنها سنگ پرتاب می کردند. این تغییر رویکرد ناشی از سرخوردگی در مبارزان خشونت پرهیز است. اما میزان رشد خشونت مردم علیه حکومت، با خشونت حکومت قابل قیاس نبود. سطح خشونت اعمالی حکومت در طول تاریخ یک قرن اخیر بی نظیر بود. تعداد کشته ها و تصاویر منتشر شده نشان از خشونتی عجیب داشت.

جامعه بهت زده در برابر این سطح از خشونت، عملا در مقابل حکومت ایستاد. افکار عمومی دچار دشمن پنداری از حکومت است. این موضوع را در عکس العمل جامعه در برابر کشته شدن قاسم سلیمانی هم مجددا مشاهده کردیم. خشونت کلامی که گروههای مختلف سیاسی در ایران طی روزهای اخیر روا داشته اند، نشان دهنده این است که آستانه تحمل جامعه ایران هر روز کمتر از دیروز می شود. ادبیات حاکم در فضای مجازی به شدت آمیخته با خشونت است. فحاشی به عنوان وجه غالب خشونت کلامی، امر رایج گفتمان مجازی است.

بیشتر بخوانید:

خشونت در جامعه دو خاستگاه دارد. عرف و دولت. با روند سکولاریزاسیون جامعه ایران، از میزان خشونت عرفی جامعه کاسته شده است. علیرغم اینکه این روند همچنان ادامه دارد، اما حکومت که عامل اصلی خشونت ساختاری است، همچنان با مدل دهه ۶۰ جامعه را اداره می کند. به عبارت دیگر صلبیت حکومت در برابر تغییرات دوران مدرن، تضادی آشکار با جامعه دارد. بنابراین بخش بزرگی از مسئولیت خشونت رایج در جامعه را باید به پای حاکمیت بنویسیم. در ادبیات سران نظام نیز، خشونت عریانی به چشم می خورد. اگرچه آنها تعبیر انقلابی گری را برای توجیه این سبک از بیانات به کار می برند، اما به نظر می رسد پایگاه اجتماعی آنها این سبک را می پسندد و حد کمتری از خشونت را ضعف تلقی می شکند. در نگاه عمیقتر می توان پی برد که این خشونت، ابزاری برای فرار از ضعف های ایدئولوژیک است.

فارغ از بخش حامی حکومت، مابقی جامعه همیشه در ابتدا ترجیح می دهد از مهلکه خشونت ورزی فرار کند. افزایش مهاجرت در سالهای اخیر نیز در همین راستا است. اما بخشی از جامعه که امکان فرار ندارد، از نوع دوم یعنی مقابله و خشونت برای بقا استفاده می کند.

چه فکر می‌کنید؟

Legend

ارسال شده توسط گروه خبر

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بارگزاری؛

0
پادکست تعرفه سئو سایت

پادکست تعرفه سئو سایت

در شصت‌ثانیه: انتقام سخت یا حمله مشقی

در شصت‌ثانیه: انتقام سخت یا حمله مشقی